مرتضى مطهرى

339

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جاويد است اين است كه هيچ چيز جاويد نيست . راجع به آن اصل ثابت بحث كرديم و نتيجه گرفتيم كه اين‌جور نيست كه اسلام مقرراتش ثابت باشد ، به معنى اينكه در درون خودش تغيير نپذيرد . پس ، از آن طرف قابليت انعطافى ثابت شد . در مورد زمان چطور ؟ آيا ما بايد اين اصل را به همين كليت و عموميت بپذيريم كه زمان همه چيز را كهنه مىكند ؟ يعنى اين اصلِ تولد و بعد رشد و بعد كهنگى و پيرى و بعد مردن و فنا و از بين رفتن ، اصلى است كه در اين جهان بر همه چيز حاكم است ؟ يا اينكه اين‌جور نيست ، فقط دربارهء پديده‌ها ( يعنى تركيبات مادى جهان ) اين‌طور است . ما هيچ پديده‌اى از پديده‌هاى جهان به معنى يك پديدهء طبيعى و مادى نداريم كه چنين نباشد . ولى سخن ما دربارهء يك پديده نيست ، دربارهء قانون است . آيا ايدئولوژى هم كهنه مىشود ؟ قبلًا عرض كردم كه يك وقت سخن ما مثلًا در اين باره است كه آيا پيغمبر براى هميشه در جهان باقى است يا نه ؟ بديهى است كه نه ، پيغمبر هم موجودى است از موجودات اين جهان ، دير يا زود مىميرد : إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ « 1 » . اما يك وقت سخن دربارهء نفس اسلام است به عنوان يك قانون ، يعنى به عنوان يك دستگاه فكرى كه داراى يك سلسله معارف و جهان بينىها و يك سلسله مقررات عملى - تربيتى است و به اصطلاح به عنوان يك ايدئولوژى . آيا يك ايدئولوژى هم حتماً بايد سرنوشت پديده‌هاى جهان را داشته باشد ؟ . اين را باز بايد در دو قسمت بحث كنيم : يكى آن نظريات كلىاى كه مىگويند ايدئولوژى هم نمىتواند براى هميشه باقى بماند ، يعنى همهء ايدئولوژيها هم همان سرنوشتى را دارند كه پديده‌ها دارند . البته اينجا بحث خيلى جنبهء كلى پيدا مىكند . ما بايد ببينيم اين اصل كلى درست است يا درست نيست . قسمت دوم اين بحث ، بحث جزئى است يعنى انگشت گذاشتن روى مسائلى مشخص است - كه اين مهمتر و عمده‌تر است - و آن اين است كه ما نه روى اين اصل كلى كه « هر ايدئولوژى

--> ( 1 ) زمر / 30